شخصیتپردازی از کجا شروع میشود؟
شخصیت خوب با فهرستی از ویژگیهای ظاهری ساخته نمیشود. مخاطب شخصیت را از طریق تصمیمها، رفتار و واکنش او در فشار میشناسد. برای شروع باید بدانیم شخصیت چه میخواهد، چرا آن را میخواهد و چه چیزی مانع اوست.
خواست بیرونی و نیاز درونی
خواست بیرونی هدف قابل مشاهده شخصیت است؛ پیدا کردن فردی گمشده، ساختن فیلم یا نجات یک رابطه. نیاز درونی چیزی است که شخصیت برای رشد باید بفهمد؛ مانند پذیرش مسئولیت یا غلبه بر ترس. پیوند این دو، قوس شخصیتی را شکل میدهد.
ترس و نقطه ضعف
ترس واقعی شخصیت باید بر انتخابهای او اثر بگذارد. شخصیتی که از طرد شدن میترسد ممکن است حقیقت را پنهان کند. نقطه ضعف زمانی دراماتیک میشود که مانع رسیدن به هدف باشد. ضعف نباید فقط در توضیحات نویسنده باقی بماند؛ باید در صحنه دیده شود.
تناقض شخصیت
آدمها یکدست نیستند. فردی شجاع ممکن است در برابر خانواده ناتوان باشد و شخصیتی خشن میتواند از حیوانی کوچک مراقبت کند. تناقض حسابشده، شخصیت را انسانی میکند. البته تناقض باید ریشه در تجربه و جهانبینی او داشته باشد.
گذشته شخصیت
لازم نیست تمام گذشته در فیلم گفته شود، اما نویسنده باید رویدادهای مهم آن را بداند. گذشته توضیح میدهد چرا شخصیت امروز چنین تصمیمهایی میگیرد. فقط بخشهایی از گذشته را وارد داستان کنید که بر کنش اکنون اثر دارند.
شخصیت از طریق کنش معرفی میشود
به جای نوشتن اینکه شخصیت سخاوتمند است، موقعیتی بسازید که مجبور شود چیزی ارزشمند را ببخشد. کنش تصویری از توضیح مستقیم قدرتمندتر است. بهترین معرفی شخصیت معمولاً شامل انتخابی کوچک اما معنادار است.
طراحی قوس شخصیتی
قوس شخصیت مسیر تغییر اوست. در آغاز، شخصیت با یک باور محدودکننده زندگی میکند. رویدادهای داستان این باور را آزمایش میکنند. در نقطه اوج، او باید میان رفتار قدیمی و انتخاب تازه تصمیم بگیرد. شخصیت ممکن است رشد کند، سقوط کند یا آگاهانه بدون تغییر بماند.
دیالوگ مخصوص هر شخصیت
سن، شغل، تحصیلات، محیط زندگی و وضعیت روانی بر شیوه حرف زدن اثر دارند. همه شخصیتها نباید با لحن نویسنده صحبت کنند. واژگان، طول جمله، سکوت و موضوعاتی که از آنها فرار میکنند، صدای متمایز میسازد.
تمرین شخصیتپردازی
شخصیت خود را در سه موقعیت بنویسید: زمانی که تنهاست، زمانی که کنار فرد مورد اعتماد است و زمانی که مقابل دشمن قرار دارد. تفاوت رفتارها نشان میدهد شخصیت شما چندلایه است یا خیر.
جمعبندی
شخصیت باورپذیر هدف روشن، نیاز درونی، ترس، تناقض و قدرت انتخاب دارد. وقتی طرح داستان شخصیت را مجبور به تصمیمهای دشوار کند، شخصیتپردازی از توضیح به درام تبدیل میشود.


